السيد محمد حسين الطهراني

303

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

حديث رأيت ربّى نور إنيّا بر صفت نورى نامتناهى برابر بصيرت دارد . « 1 » و در رسالهء جامع الأسرار از رسول خدا روايت كرده است كه : رأيت ربّى به عين ربىّ « 2 » ( من پروردگارم را با چشم پروردگارم ديدم ! ) و نيز در اين رساله از عبد الرحمن بن عوف ، از عائشه روايت كرده است كه : او گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفتند : رأيت ربّى - تبارك و تعالى - ليلة المعراج فى أحسن صورة ، فقال : بم يختصم الملاء الأعلى يا محمّد ؟ ! قلت : أنت أعلم ، أى ربّ ! مرّتين . قال : فوضع الله تعالى كفّه بين كتفى ؛ فوجدت بردها بين ثديى ، فعلمت ما فى السّماوات و ما فى الأرض ، ثمّ تلا هذه الآية : و كذلك نرى إبراهيم ملكوت السّموت و الأرض و ليكون من الموقنين « 3 » ( من پروردگارم را - تبارك و تعالى - در شب معراج در بهترين صورتى ديدم . پروردگارم گفت : ساكنان عالم بالا در چه چيز با هم گفتگو و منازعه دارند ، ؟ اى محمّد ؟ ! دو بار گفتم : اى پروردگار من ! تو بهتر مىدانى ! رسول خدا فرمود : در اين حال خداى تعالى كف دست خود را بين دو شانهء من ( ميان دو كتف من ) نهاد ؛ آن‌قدر من خنكى و برودت آن دست را حس كردم كه : در ميان دو پستان من خنك شد . آنگاه از آنچه در آسمانها و از آنچه در زمين است خبردار شدم ؛ و سپس خدا اين آيه را تلاوت فرمود :

--> - و إلى الأمرين ثمّ إلى الفتاء ثم * الى التّوحيد الصرف ، أشرت فيما أنشدت با من بودى ، منت نمىدانستم * يا من بودى ، منت نمىدانستم رفتم چو من از ميان ترا دانستم * تا من بودى ، منت نمىدانستم ( 1 ) شرح رسالهء منتسب به بحر العلوم با تعليقه و شرح حقير مؤلف ص 181 . ( 2 و 3 ) - جامع الاسرار ص 299 و ص 300 و ص 462 و ص 463 .